تبليغاتX
تفکرات من

تفکرات من

«ارزش هر کس به میزان فهم و تفکر و عمل به دانسته هایش است»

پاسخ به سوال بازدیدکننده ای در مورد اگاهی از نیاز به پرستش

بنام خدا


در زير به سوالات يکي از بازديد کننگان عزيز اين وبلاگ جواب ميدم.در ابتدا با حفظ امانت سوال اين دوست گرامي را مطرح کرده و سپس به بيان جواب و دلايلي ميپردازيم که پاسخ ما قابل قبول باشد

سوال:
وقتي انسان هاي اوليه که در غار بودند....قبل از شروع تمدن و قبيله نشيني چطور نياز به پرستش در خود متوجه می شدند؟

براي پاسخ به اين سوال بايد مفاهيم مورد نياز را ابتدا تعريف کنيم تا انحراف در فهم گفته ها رخ نداده و افراد مختلف از خواندن اين مقاله برداشت هايي کاملا متفاوت نداشته باشند(هر چند اين امر به طور کامل امکان پذير نيست) .ابتدا به اين نکته بايد توجه داشت که براي هر چيزي مي توان تعاريف متفاوتي بيان کرد که در عين متفاوت بودن مکمل يکديگر بوده و  همديگر را نقض نکنند.تعاريف کلي براي شناخت چهارچوب ان شئ که هر چيز مي تواند باشد و تعاريف جزئي براي قرار گرفتن همان تعريف کلي در شرايط خاص است يعني در حقيقت تعاريف جزئي با داشتن چارچوبي کلي از تعاريف کلي و متناسب با صورت مسئله داراي جزئياتي خواهد بود.

تعاريف:
ادم = ادم موجودي زنده با کالبدي مخصوص نوع ادم است و مانند ساير موجودات داراي نياز هايي است که در صورت رفع ان نيازها مي تواند به زيستن ادامه دهد.
نکته:در تعريف ادم بحث از کميت زندگي است و کيفيت زندگي را شامل نمي شود يعني توجه اين واژه به بعد مادي انسان است.
انسان = موجودي شامل روح و جسم است که روح همان ذات است که شامل ارزش هايي است که موجودي با  کالبد ادم را به انسان مبدل ميسازد و  جسم  بعد مادي اين موجود و رابط بعد معنوي(روح)با دنياي مادي است
نکته:در تعريف انسان بحث از کيفيت و کميت زندگي انسان است.
توجه شود که ميان تعريف ادم و انسان تفاوت است به طوري که هر انساني الزاما آدم است ولي هر آدمي الزاما انسان نيست.هر چه ادم متعالي تر شود به وادي انسانيت بيشتر وارد مي شود و هر چه  ادم صفات انساني را به صغات حيواني مبدل سازد به وادي موجودات سطح پايين تر از خود وارد خواهد شد.
نکته:ذات براي هر موجود يا هر چيزي مختص به خودش مي باشد و تعريف ذات هر موجود و هر شي فقط  براي خود ان نوع خاص قابل استفاده است.
ذات انسان = ذات به مجموعه اي از صفات و ويژگي ها گفته مي شود که خالق در وجود نوع ادم قرار داده  که نابود نميشود بلکه از موثر تاثير ميپذيرد
انسان به عنوان موجودي متعالي که داراي دو بخش اساسي ذات و جسم است داراي ويژگي هاي  ذاتي و مادي است.
ويژگي هاي ذاتي=ويژگي هايي که مجموع انها ذات انسان را تشکيل مي دهد و بر بعد ديگر يعني جسم نيز تاثير مي گذارد.
از جمله اين ويژگي ها مي توان به ويژگي بينهايت طلبي،جاودانگي و ... اشاره نمود
ويژگي هاي جسمي=ويژگي هايي که در جسم يک ادم سالم وجود دارد و بر ذات (روح)تاثير ميگذارد.
از جمله اين ويژگي ها مي توان به داشتن دو چشم ،دو پا ،دو گوش ،يک بيني و ... با آرايش و چينش خاص نوع ادم اشاره نمود.
سوال)چگونه انسان به نيازمندي خود به پرستش پي برد؟
يکي  از ويژگي هاي ذاتي انسان نياز به پرستش خالق است که اين نياز را خداوند به عنوان يک محرک در وجود انسان قرار داده که به تحريک انسان براي جستجوي خالق خود و عبوديت و بندگي او ميپردازد.توجه به اين نکته الزاميست که اين ويژگي ذاتي محرک است و نه حرکت.يعني انگيزه اي براي حرکت است و به عبارت ديگر محرک علت حرکت است و حرکت معلول محرک.پس اين ويژگي  در ذات انسان نهاده شده و او را ندا ميدهد که به جستجوي خالقي بپردازد که لايق پرستش باشد.اينکه انسان از درون محرکي براي پرستش خالق دارد لازم است اما کافي نيست.
ميدانيم که  خداوند حکيم است و يکي از جلوه هاي اين حکمت در چگونگي راهنمايي و هدايت انسان نمود پيدا مي کند.اولين انسان حضرت ادم(نوع مذکر ادم) بوده و حوا (نوع مونث ادم) دومين انسان است که ابتدا در بهشت زندگي مي نمودند اما بر اثر يک اشتباه به زمين تبعيد شده اند.ساير انسان ها از نسل همين حضرت ادم و حوا هستند.خداوند ابتدا پيامبر فرستاد و بعد نسل انسان را گسترش داد تا پيامبر که اگاهي هاي لازم را از نيازهاي روحي و جسمي ادمها دارد به نسل ها منتقل و اين نياز ها را به انها گوشزد کند .
پس با دقت در اين موضوع ميبينيم که حضرت ادم که پيامبر و فرستاده بوده علاوه بر اينکه دانسته هاي خود(از جمله نياز به پرستش )را در زندگي خود اجرا ميکرده ان را به ساير ادم ها نيز انتقال داده که  مکمل نداي دروني نياز به پرستش مي باشد.پس انسان چه در زماني که در بهشت و چه در زماني که در زمين (در غار يا خانه هاي ساخته شده توسط خودش) مستقر بوده توسط دو عامل ذکر شده از نياز خود به پرستش خدا اگاهي ميافته و در صدد رفع ان نياز بر مي امده.

موفق باشید

خدانگهدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 2:45  توسط امین آرام  | 

پاسخ به:انسان در موقع سختي به فکر پرستيدن خدا ميافته يا راحتي؟

بنام خدا

پاسخ به سوال یکی از بازدیدکنندگان

انسان هم در مواقع سختي و هم در مواقع راحتي به فکر پرستش خدا مي افتد ولي بايد توجه کرد که انسان ها با وجود شباهت هاي فراوان که به يکديگر دارند بسيار متفاوتند پس نمي توان با يک سوال کلي پاسخ دقيق داد.اينکه انساني در شرايط راحتي يا سختي به فکر پرستش خالق مي افتد را بايد با توجه به ويژگي هاي ان انسان مورد نظر جواب داد چرا که انسان هايي هستند که در همه حال به عبوديت پروردگار مي پردازند و در تمام کارها خدا را در نظر دارند و عده اي در هنگام مشکلات ولي اغلب در حين مشکلات و به دليل ارتباطي که با خدا حس مي کنند، براي حل مشکل خود و ارامش يافتن به عبادت و پرستش خدا ميپردازند.

سعي بر اين بود که کوتاه پاسخ دهم تا طاقت فرسا نباشد.

خدانگهدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 2:37  توسط امین آرام  | 

اطلاعیه 1

بنام خدا

سلام.خوش آمدید.دوستان بازدید کننده لطفا مطالب این وبلاگ را با دقت بخوانید و بعد از با دقت خواندن لطف کنید و نظرتون رو در مورد موارد زیر بیان کنید

۱.محتوای وبلاگ

۲.موضوع بعدی وبلاگ

۳.وضعیت ظاهری وبلاگ

نکته:موضوعات درخواستی بر اساس نیاز روز و اهمیت نوشته می شوند

نکته:در هنگام نظر دادن دقت کنید که نظر خودتان را در مورد هر مطلب در قسمت نظرات همان قسمت ذکر کنید

موفق باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 2:50  توسط امین آرام  | 

اثبات وجود خدا

بنام خدا
اثبات وجود خدا
براي اثبات وجود خدا(يک يا چند خدا) لازم است مفاهيمي را تعريف کنيم که اين مفاهيم را در طول اين مقاله بيان خواهم کرد.
آيا واقعا خدا يا خداياني وجود دارند؟
در اينکه خدايي وجود دارد کمتر کسي است که شک داشته باشد و بيشتر مشکلات بشر پيدا کردن مصداق واقعي معبودي است که ويژگي هاي لازم را داشته و لايق پرستش باشد.در ابتدا لازم است که به بررسي کلمه خدا بپردازيم.اين واژه در واقع خودآي(خود+آي) بوده است که طي گذر زمان و بر اثر ويژگي کاهش سخن در گفتار به خدا تبديل شده و اين مفهوم هم در آن نهفته است که خدا به دست کسي يا چيزي خلق و به وجود نيامده است.
اکنون بايد ببينيم که اصلا چه نيازي به وجود خدا هست؟!
توضيح چند مفهوم:
خالق = موجودي که "از نيستي پديد مي اورد" را خالق ميگوييم يعني مواد اوليه مخلوق را نيز خود خلق ميکند.
ناظم = موجودي که وسيله اي را از مواد موجود(که قبلا خالق خلق کرده) ميسازد.
نکته:با دقت در مفاهيم بالا متوجه ميشويم که بين دو مفهوم ذکر شده در بالا تفاوت اساسي وجود دارد و اين تفاوت بسيار آشکار است که خالق از نيستي و ناظم از اشياي موجود به توليد مي پردازد.نکته ديگري که قابل ذکر است اين است که خالق از کسي يا چيزي ايده نگرفته است در حالي که ناظم از موجودات پيرامونش براي نظم دادن به مواد موجود ايده ميگيرد.
پديده = هر "خلق شده" توسط خالقي و يا "ساخته شده" توسط سازنده اي (ناظمي) که براي پديد امدن نيازمند ديگري است را پديده ميگويند.
و البته به طور قطع مي توان گفت که هر ناظمي خود پديده است چون قادر به خلق مواد اوليه براي توليد پديده نيست و خود توسط خالق پديد امده(به طور مستقيم يا غير مستقيم).
 مي توان گفت هر چه که پديده نباشد يعني در پديد امدن  به ديگري نيازمند نباشد پس خالق است چون توسط ديگري به وجود نيامده و به  ذات خود متکي است که به آن قائم به ذات مي گوييم.
با توجه به اين موضوع که هر پديده به چيزي ديگر نيازمند است بايد بررسي کنيم که ايا آن چيزي که پديده اول به ان نيازمند است خود نيز پديده(ناظم است) و يا قائم به ذات(خالق) است.
براي مثال شخص ساعت سازي را در نظر بگيريد که اين شخص ساعتي را از ابزار ها و مواد اطراف خود ساخته است پس ناظم است و خود توسط ديگري پديد امده(خلق شده).شخص ساعت ساز  خود از پدر و مادري پديد امده که ان پدر و مادر از پدر و مادري پديد امده اند که اين روند ادامه مي يابد تا به اولين انسان ميرسد.پس ان انسان اولي چگونه پديد آمده؟!آيا ان انسان اولي خالق است؟در جواب اين سوال بايد گفت خير زيرا آن انسان اولي هم از مواد مادي تشکيل شده که زماني وجود نداشته اند و توسط خالقي خلق شده اند.پس خالق کيست؟براي پاسخ به اين سوال بايد دقت کنيم که خالق بايد اولين موجود باشد چرا که اگر اولي نباشد پس پديده است چون توسط خالقي به وجود امده است پس اگر اولي نباشد توسط چه کسي به وجود امده است؟!جواب اين است که خالق از اول موجود بوده و توسط هيچ شي يا موجودي ايجاد نشده است.
در اينجا اين سوال پيش مي ايد که چگونه ممکن است موجودي از اول و قبل از هر چيز حتي قبل از "زمان"موجود باشد؟
منظور از هر چيز، همه چيز جز خالق است از جمله (نور-هوا-اتم-و يا حتي زمان).از ويژگي هايي که در تمام پديده ها و پديد اورندگان(بجز خالق)وجود دارد اين است که به ديگري نيازمند و وابسته اند.حتي انهايي که شايد به تصور برخي امکان ندارد به چيزي وابسته باشند.باز هم در اينجا اين سوال پيش مي  ايد که ايا خدا (خالق)حتي قبل از زمان هم موجود بوده است؟بله-خداوند حتي قبل از زمان هم موجود بوده است چون زمان هم پديده است و خالق پديد اورنده ان است
سوال)از کجا بدانيم زمان پديده است؟
دانشمند نام اشنايي به نام آلبرت انيشتين نظريه اي ارايه داده است که با ان به وضوح پديده بودن زمان مشخص مي شود.اين نظريه به نام نظريه نسبيت البرت انيشتين معروف است که نشان مي دهد زمان در شرايط خاصي و با تغيير بعضي عوامل تغييراتي را متحمل مي شود و از جمله کند تر شدن زمان را مي توان اشاره نمود.اين نظريه اثبات شده است و علاقه مندان مي توانند با مطالعه بيشتر در اين زمينه به راحتي به درستي ان پي ببرند.پس فهميديم که زمان نيز پديده است و به خالق نيازمند است و خداوند حتي قبل از زمان هم موجود بوده چرا که زمان به عواملي وابسته است که ان عوامل بعد از خلق موادي توسط خالق پديد آمده اند.
از انجا که اگر خالق موجود نباشد هيچ کدام از اين مواد پديد نمي امدند پس وجود خالق انکار نا پذير است و از جمله نتايج وجود اين خالق خود ما هستيم که قادر به انکار وجود خود نيستيم.
اکنون سوالي که مطرح مي شود و به ذهن مي ايد اين است که از کجا بدانيم خالق يگانه است؟
موجودي که لايق پرستش و خدايي باشد بايد داراي ويژگي ها و صفاتي در حد کمال آنها باشد مثلا قدرت،عدل،علم ،بي نيازي و غيره را در حد کمال داشته باشد(چرا؟)چون اگر در حد کمال اين صفات را دارا نباشد ناقص است و شايسته ي پرستش نيست.
فرض کنيم خالق يگانه نباشد و مثلا دو يا چند خالق (خدا)داشته باشيم.ميدانيم که خالق داراي صفات در حد کمال است به طوري که عاري از ضعف باشد و قوي ترين و برترين موجود باشد پس اگر دو يا چند خالق داشته باشيم حداقل يکي از آنها بايد صفتي را دارا باشد که ديگري ان صفت را دارا نباشد  يا در حد بالاتري داراي ان صفت باشد که اين ضعف براي خالق دوم است و با ويژگي بدون نقص و بي نياز بودن خداوند در تناقض است.با دليلي که در بالا ذکر شد يگانه بودن خداوند نيز اثبات شد.
سوال)من دوست دارم خدايي داشته باشم که قابل رويت باشد پس چرا خدا قابل ديده شدن نيست؟
اثبات کرديم که خداوند قبل از هر چيز ديگري موجود بوده است.خداوند از ان جهت قابل ديدن نيست که  کالبد ندارد(چرا؟)زيرا کالبد از مواد مادي است که نيازمند وجود حداقل دو عامل است.ظرف مکان و ظرف زمان. اگر خداوند جسم داشت نمي توانست اولين موجود باشد زيرا نياز به مکان داشت که در ان قرار گيرد و زماني که در ان سير کند(با وجود مکان عامل سرعت که زمان به ان وابسته است هم ايجاد ميشود و با اثبات ها و گفته هاي ذکر شده در اين مقاله در تناقض است).پس ايا شما خدايي ناقص و نيازمند ميخواهيد داشته باشيد؟!فکر نميکنم خواسته شما اين باشد زيرا خدايي که جسم داشته باشد نيازمند عواملي مثل مکان است پس خدا براي کامل بودن نبايد که جسم داشته باشد.
سوال) مگر خدا ما را مثل عروسك درست كرده است كه برايش فيلم بازي كنيم؟
اگر منظور از اين سوال اين است که خداوند با توجه به داشتن تمام ويژگي ها و از جمله علم غيب و اينکه ميداند ما چه کار خواهيم کرد چرا دستوراتي براي اجرا به ما داده است تا در صورت اجرا نکردن آنها مجازات شويم؟!بايد گفت که خداوند به انسان اراده داده و تفکر عطا فرموده که تفکر کند،راه را از بي راهه تشخيص دهد و اراده به حرکت کردن کند و در نهايت حرکت کند و به هدفش برسد.ويژگي داشتن علم غيب خدا تضادي با اراده انسان ندارد چرا که مي داند ما چه مي کنيم ولي ما را مجبور به انجام ان کار نمي کند که اين دو موضوع کاملا جدا هستند و بر هم تاثيري ندارند.حالا خداوند که مي داند ما چه مي کنيم چرا اجازه زندگي در دنيا به ما مي دهد و يکباره پاداش و کيفرمان را نميدهد؟بايد گفت خداوند علاوه بر تمام صفت ها داراي صفت عادل بودن هم هست پس اگر بدون انجام کاري و فقط با استناد به اينکه مي داند انسان اين کار را انجام مي دهد انسان را عذاب و يا پاداش دهد انسان مي تواند به اين کار خدا اعتراض کند.چرا که هنوز عملي خطا انجام نداده که عذاب شود و همچنين عمل نيکي انجام نداده که پاداش به او داده شود.
سوال)هدف از خلقت انسان چيست؟و خلقت انسان چه سودي براي خداوند دارد؟
انسان به طور فطري طوري خلق شده که نيازمند به پرستش خدا است و براي بر طرف کردن اين نياز، خداوند به انسان ابزارهايي مثل فکر،اراده،احساس و ... داده است که به او در بر طرف کردن اين نياز کمک مي کند.هدف از خلقت انسان پيمودن راه تکامل و سعادت و عبوديت الهي و تقرب هر چه بيشتر به خداي بزرگ است.اکنون بايد ببينيم که چرا خداوند انسان را نسبت به ديگر موجودات برتري داد؟(تا انجا که به ساير موجودات امر کرد به انسان سجده کنند) و هدف محول شده به انسان چه تفاوتي با ديگر موجودات دارد؟اين هدف براي خداوند چه سودي دارد؟برتري انسان نسبت به ساير موجودات به علت کالبد ان که از گل است نيست بلکه برتري ان به واسطه ان روحي است که از جانب خدا در انسان دميده شده و اين روح متعالي به او قدرتي متناسب با هدف محول شده به او مي دهد و ان چيزي جز پيشرفت و تکامل تا بي نهايت و نزديک تر شدن هر چه بيشتر به خدا نيست.با توجه به ويژگي هاي منحصر به فرد داده شده به انسان نسبت به ديگر موجودات هدفي متناسب با ويژگي هاي خاص او به انسان محول شده به طوري که براي مثال فرشتگان بدون اراده، تمام عمر خدا را پرستش مي کنند و انسان با اراده و تفکر فقط بخشي از زندگي دنيايش را صرف عبادت خدا مي کند با اين حال ارزش انسان از تمام موجودات ديگر بالاتر و برتر است. اين برتري حاصل نمي شود مگر با ويژگي اراده و تفکر و ساير ويژگي هاي خاص انسان که باعث تغيير پذيري جايگاه انسان ها نزد خدا ميشود يعني انسان در صورت انتخاب راه درست،اشرف مخلوقات و در صورت انتخاب  راه نادرست و عمل نادرست محکوم به ذلت و پستي است تا انجا که از بسياري از موجودات هم کم ارزش تر ميشود.
خداوند بي نياز از موجودات ديگر است پس خلقت و عاقبت هر موجودي فقط براي خود ان موجود است و سود و زياني براي خداوند ندارد.در حالي که خداوند اراده بر تکامل و سعادت بشر دارد و انها را بسيار دوست مي دارد و و از رحمات خود بهره مندشان مي سازد
سوال)خداوند که اراده بر سعادت همه انسان ها دارد چرا در زندگي دنيا برخي ،از برخي ديگر بيشتر از نعمت ها استفاده مي کنند(مثلا برخي گرسنه و برخي سير هستند؟).
ذکر اين نکنه لازم است که اراده ي خداوند بر سعادت انسان اينگونه نيست که حتما همه انسان ها را سعادتمند کند.زيرا اگر اينگونه عمل کند ديگر انسان نياز به ويژگي هاي خاص مانند اراده و تفکر ندارد و هرگز نمي تواند بدون اين ويژگي ها اشرف مخلوقات باشد پس اراده ي خداوند بر سعادت انسان ها اراده ي تکويني بوده و و اراده تحميلي نيست.در مورد اينکه نعمت ها به طور غير مساوي تقسيم شده اند بايد گفت که خداوند نعمت ها را به مساوات تقسيم نموده است ولي از انجا که دنيا مزرعه اخرت است و هدف از زندگي انسان برداشت توشه براي تقرب الهي و رسيدن به لقاء الله است برخي از انسان ها که از مسير منحرف و به  دنبال زياده خواهي هاي نفساني هستند باعث اين نا مساوي بودن نعمت ها بين انسان ها مي شود که البته اين خود صحنه ي ازمايشي بزرگ است که خداوند بر ان نظارت دارد و حقوق هر کسي را به اندازه و به جايش به مستضعفان پس خواهد داد و زياده خواهان را گرفتار عذاب خواهد کرد.
موفق باشيد


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 23:56  توسط امین آرام  | 

نکاتی برای استفاده از وبلاگ

سلام

خوش امدید.لطفا مطالب وبلاگ را با دقت مطالعه کنید.

در صورتی که نظری مخالف مطالب ارائه شده در اینجا دارید می توانید نظر خود و دلایل خود را برای مخالفت با نظرات مندرج در این وبلاگ در قسمات نظرات ارائه کنید تا همه از مطالب استفاده کنیم.لطفا موضوعات دلخواهتان را برای بحث در این وبلاگ اعلام کنید تا در وقت مناسب به ارائه ان موضوع و بررسی ان بپردازیم

«هر عملی که توسط انسان انجام می شود متاثر از یکی از دوعامل عقل و غریزه و یا مخلوطی از هر دو عامل مذکور است »

 

تا بعد از کنکور نمیتونم اپ کنم

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 22:38  توسط امین آرام  |